تا خوابم برد‘نگاهت بيدارم كرد
و من خودم را در نگاه تو جا كردم
انگار كه در أغوشت جاي گرفته ام
نگاهت وسيع بود
وسيع ‘مواج و بي كران
و من با قايق احساسم در درياي نگاهت شناور شدم
با تمام احساسم
درياي مواج‘
قايق من‘
نگاه تو...
من چشم بر هم گزاردم
و اين بار‘
در نگاه تو ‘خوابم برد
توسكا
Tuesday March 14, 2006