آمدم
هنوز در چارچوب در‘
من‘
هم أغوش سكوت‘
چشم به راه سحر‘
با سوالاتم در سر.
چند بار أمدم‘نبودى؟شمردى؟
برايت نوشتم:"أمدم‘نبودي‘رفتم."
شايد هم بودي.
شايد هم هستي.
اگر هستي جوابم بده.
ديگر نمي خواهم بنويسم:"أمدم‘نبودي‘رفتم."
پس رفتم...
اما‘اگر بدانم تو هستي‘
بازمي گردم‘
من هنوز‘
به خودم‘
و به تو‘
اميد دارم‘
اميد...
توسكا
Tuesday April 11, 2006
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۸۸ ساعت 9:23 توسط توسکای سیاهکل
|