خدا نان داد

خدا به بابا نان داد

آن مرد نزدیک ِ بابا شد

آن مرد قوی بود

بابا تنها بود

آن مرد نان را از بابا گرفت

خدا فقط تماشا کرد

بابا بی نان به خانه آمد

خدا ساکت ماند

حالا آن مرد هر روز نان را از بابا می گیرد

من خدا را شناخته ام

خدا در بازی ِ زنده گی تماشاگر ِ خوبی ست

توسکا

فروردین87